تبليغاتX
همزاد تنهايي هاي تو
شاید خوندنی شاید درد دل
از ادامه عكسا ديدن كنين فكر كنم ارزشش رو داشته باشه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 13:56  توسط همزاد  | 

سلام   یه چیز مهم !    مهم تر از امروز و فردا !   اخه خیلی مهمه ! به اندارره ...... نفسم گرفت نمی تونم بگم!

بزار بگم افتتاح شد !        بدو بدو که الان تموم میشه ! امروز نه ها چند روز دیگه ( روز عید! )

بابا مغازم رو میگم دیگه! اخ یادم رفت  بزار از اول همشوبراتون بگم !

ما (یعنی منو بابام ! )یه مغازه داریم حدود ۷۵ متر که توی یه خیابون پرته یعنی تو دل شهره ولی چون خیلی کم رفت و امده میگم که پرته! الان چهار ماه بود که بسته بودیمش چون نمی دونستیم چکاری توش بکنیم!

ولی شنبه بعد از چهار ماه به طور رسمی باز هم باز میشه! مهمه نه (برای من که مهمه) چون اینده منه ! یعنی غین این کلاس های تضمینی اینده من تضمین شد! یعنی از این به بعد دیگه بیکار بیعار نیستم!  از شغل شریف خیابون گردی اخراج و به جمیع رنگ فروشان پیوستم !                          (شیرینی همتون بامن!) میریم پاتق  هرچی خواستین بزنین!     خوب دعا کنین که مثل بقیه کارایی که تا حالا کردم توپ در بیاد!

البته مغازه داری این نیست که فقط بشینی تا مشتری بیاد و بخره! یه مغازه دار خوب و زرنگ (یعنی من!)باید بلد باشه چطور بزنه تو کار فروش یعنی مشتری وارد که شد دست خالی نباید بره

مثال :     مشتری: اقا رنگ قرمز داری؟                      من : برای کجا میخای ؟       مشتری: صندلی اپن میخام رنگ کنم!        من: راستی ؟! ببین حاجی میل خودته ولی قرمز برای اپن اثلا خوب نمیشه! تابلوه       مشتری : چه رنگی خوبه؟         من : زرد(چون شیشماهه فروش نرفته!) رنگ تازگی رنگ زندگی  همین زرد خوبه !       مشتری : ممنون همینو میبرم! 

خوب دیدین به این میگن مغازه دار شریف رمز موفقیت اینه ! ا  ینه که طوری حرف بزنی که طرف مقابل اونی رو بگه که تو می خای!     

خوب حالا به جای من بابامه! فکرشو بکن!       مشتری : سلام  رنگ قرمز دارین؟       بابام: علیک نه نداریم فلان خیابون داره !           مشتری : ممنون خدا حافظ !       اینه که روزی که من باشم فروش ۳برابره!    باباهه هم میگه ندارم هم بد حرف میزنه هم ادرس جای دیگه رو میده بعد میگه پسرم این روزی مال ما نیس مال فلانی بود !!!!! خوب بعد شیشماه مغازه ورشکسته!    اما همزاد شما که نمرده ! من نمیذارم! این مشتری عزیز رو با چرب زبونی و رفتار خوش مال خودم میکنم ! (همه جنسای بنجل و ناجورمم به فروش میره)      ببخشیدا الان میگین این پسره چقدر کلاش و .... ولی اینی که گفتم من نیستم چون هم قرمز داریم هم مغازه تازه باز شده (جنس شیشماه ماه مونده  هم نداریم!)

خوب برام دعا کنین تا بتونم خوب مخ مشتریامو  تلیت کنم  مثل ابگوشت   خوب دیگه باید برم!  بای!                                


بچه ها تبریک میگم ! به همتون ! حتما میگین چرا؟   برای عید ؟    نه یعنی هم نه هم اره ! یه تبریک واسه عید یه تبریک ویژه هم به دوست داران همزاد!!!!!!! اقا شیرینی داره (نمیدم!)      خوب چرا میزنی ؟ خانوم شما چرا فحش میدی  باشه میدم! ساکت بابا   خوب باشه دوتا هم میدم!    بچه ها گواهی نامه قبول شدم!      مبارکه!    

چیزه یعنی ......... اینه ......... (با خجالت تمام) همش از دعا های شما دوستان و دوست داران همزاده! ایشالا جبران کنم!

واسه تو اره تو که زیاد خوشحال نشدی به جای شیرینی میرم خاستگاری!     به بابای تو هم میگم اجازه بده فلانی بیاد خونتون برا امر خیر!     برای تو هم که داری ناخونتو میخوری پستونک میخرم خوب دیگه باید برم ...................................


یعنی بازم نه ! ................. مبارکه .............!!!.............  اقا این روزا چه روزای خوبیه!  بیست روز از سال تحصیلی گذشته ولی واسه من جا هست که برم اسم بنویسمحال میکنما  این بند  (    پ   ) همه کارا رو درست می کنه! بند     پ   چیه ؟   بند   پ   همون بند دوگانه  پول و پارتیه که این دوتا توی هر جا و اداره و مکان و مغازه و هر.... چی که فکرشو بکنین ! کاربرد داره!اینجام واسه من کار کرد ! از امروز منم بچه درس خونم  

خوب دیگه بای باید برم درس بخونم! بای

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 17:54  توسط همزاد  | 

سلام 

 داره بارون میباره من عاشق بارونم دوست دارم برم پیاده روی دوست دارم تا بینهایت برم     دوست دارم شب بارون بیاد تا برم زیر بارن تا خیسم کنه و یادم بمونه که منم مثل فصل ها مثل بارون زندم خیس میشم و یادم میاد که چه شبهایی زیر بارون گریه کردم ! یادم میاره که امروز نباید به اتیش فردا بسوزه مثل من که نباید به اتش دیگران بسوزم!

کاش کل پاییز و زمستون رو بارون بیاد وقتی با رون میباره ادم میتونه بره توی خیابون و باصدای بلند گریه کنه  چون اشگاش با بارون پنهون میشه و مردم هم توی خیابون نیستن که صداتو بشنون!

ولی اشتباهه هم کار من (الان دیگه نمیکنم ) هم کار مردم! من دیگه گریه نمی کنم چون دیگه خودمم و مردم هم نباید از زیر بارون فرار کنن! باید تا اخرش زیرش بمونن ! نمی دونم چرا بعضیا از بارون بدشون میاد ! یعنی تا حالا فکرشو نکردن که بارون خودش    آبه   و  آب هم خود زندگیه! یعنی ما همه از اب هستیم! حتی توی رگ هامون خون به شکل ابه!  ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ فکرشو بکن

من زیر بارون و گرم تو توی خونه روبه روی شومینه سرد سرد!  ببین یک کار خوب( امتحان کن بد نیس)

 فلفل بخور برو زیر بارون  ! لذت ببر کم نیار ! اب نخور ! حال کن از این که مردم از زیر بارون فرار میکنن بخند  و ببین چه اشتباهی می کنن! به خوبی فکر کن سرت رو پایین نگیر بزار قطره های بارون بخوره توی صورتت و کینه ها رو بشوره! ~~~~~!کم نیار!~~~~~~شاید فردا داغ این بارون به دل من و تو بمونه چون اون روز شاید من و تو مریض باشیم و دیگه نشه که از بارون لذت ببریم! خوب دیگه باید برم الان تموم میشه  باید برم زیر بارن تا بشم مثل ماهی! بشم مثل بارون و از این همه خوبی که توی دنیاس لذت ببرم !~~~~تو هم برو  اخرش یکم قرص و دوا که بیشتر نبس ~~~~~~~ نترس من کار همیشمه سرما نمیخورم! من بدن خوب و قوی  دارم!!!!!                فعلا بای

    (منظور از تو  همون خواننده متنه نه هیچ کس دیگه ~~!~~!~~!~~فکر بد نکن)   

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 14:48  توسط همزاد  |