|
شاید خوندنی شاید درد دل
|
خوفین همتون ؟ چه خبلا از کجا ها
؟
منم خوبم ! قابل توجه خیلی ها که من چرا نیستم و نبودم ![]()
: راستش قلبم درد میکرد که الان خوب شده و خیلی خوب و سر حالم چند وقتی یه گله مشگل مثل چی ریخته بود سرم ! منم که از خودم داغون دیگه خیلی خراب شده بودم !
ولی حالا خوبم همه چی خوبه منم هنوز تنهام ! عادت کردم
حوصله قصه ندارم ! هر کی هم دوس داره که من همزادش باشم خوب باشه ولی زیاد شلوغ نکنین !
بچه ها بزارین از این چند روز و مریضیم بگم ((( با کمی اقراق که بخندیم ! )))
اقا من تو مغازه مث همیشه داشتم ول میگشتم تا صبحمون ظهربشه که یه هو قلبم بازیش گرفت
اولش گفتم یه درد کوشولو فرتی تموم میشه ! که دیگه نفسم بالا نیومد ! انگار یه گاو رو سینم بود
هر کاری میکردم نفس نمیشد بکشم لباسو با قدرت تموم پارش کردم ! ((( اخی خیلی دوستش داشتم تازه خریده بودم
! ))) داد زدم داد که نه نالیدم بابا قلبم که باباهه جو گیر شد پرید رو سرم ! حالا بنده خدا اونم نمیدونست چی کنه ! یکمی رو سینمو ماساژ داد و بلندم کرد ماشینو اورد ببرم دکتری جایی !
داشتم می مردم
رفتیم یه بیمارستان تو شریعتی که بیمارستان قلبه ! که تو ماشین تقریبا حالم خوب شد ! حالا شانس من بدبخت بیمارستان رفته بود تو ساختمان جدید نزدیک بلوار !
بابامم که حول کرده بود در مغازه رو قفل نکرده بود و همین جوری کرکره رو داده بود پایین ! از اونجایی که منم سحام دارم تو مغازه
! جنسا مهم تر بود گفتم ولش کن بیمارستان دوره الان خوبم بریم مغازه !
بابا هم گفت باشه رفتیم و من تا عصری زدم بی خیالی ولی خداییش هنوز سینم تیر میکشید ! عصری به بابا گفتم بریم دکتر ! که باز دیدم سر چراغه مغازه مهمه گفتم نمیخواد بیای خودم میرم ! تنهایی !
بابا هم گفت برو ! و از تو صندق یه سی تومنی برداشتم گفتم : بابا من ده تومن بردم برم دکتر ! ((( از پول خودم برداشتم ها ! نه از مال بابا ولی نگفتم چون گیر میشد !
))) زنگ زدم به یکی از دوستام که هزار ماشالا برا همه چی پایس ! گفتم حالم بده میای بریم دکتر که گفت بریم ! قرار گذاشتیم در ارگ! منم مث همیشه یه دستی کشیدم به سرم و زدم بیرون ((( خدایی احل تیپ زدن نیستم یعنی نبودم الان هستم
مو هامم با این که بدد حالته زیاد بهش نمیرسیدم الان میرسم
)))و خلاثه دوسم اومد رفتیم دکتر ! اقا دکتر که چی بگم رفتیم دنبال مطب خالی که فرتی بریم تو ! هزار ماشالا تو پارکینگ شونصد هزار تا دکتر هس ! ولی هر کدوم رفتیم پر بود جا برا امروز نداشت ((( نمیدونم چرا مردم اینقدر مریض میشن ؟ نصفمردمکرمانشاه ریخته بودن برن دکتر
)))این رفیقمم که اسمش فرهنگه که ماشالا فقط دنبال مطب هایی بود که منشی خوشگل داشتن ! رفتیم تو یه مطبی ! خدایی منشیش خوشگل بود ! فرهنگم نیشش باز شد تو مطب :
من : سلام خانوم یه وقت برا امروز خواستم
۲ختره : امروز نداریم ولی برا پس فردا میتونم بهتون بدم !
فرهنگ : علیک سلام خواهر نمیشه یه پارتی بازی بکنین ؟ از خجالت تون در میایم ها ![]()
۲ختره : نه نمیشه من از پارتی بازی بدم میاد !
فرهنگ : میشه بگین از چی خوشتون میاد شاید تفاحم داشتیم !
من : ممنون خانوم خدا نگه دار
فرهنگ : چیچیو نگه دار بابا من تازه اشنا شدم کو تا خدا نگه دار ! خانوم میشه شماره تل اینجا رو بدین
؟
دختره یه کارت بهش داد و فرهنگم فرتی از تو جیبش یه شماره در اورد گذاشت ذو میز گفت اگه خواستین میتونین مب من تماس بگیرین منتظر تماستون هستم
! دستشو گرفتم کشیدم !:
-اثلا نیگاتم نکرد ! چی میگی تو اومدی با من بریم دکتر یا مخ بزنی ؟
-اومدم بریم دکتر قلب ! باید برا جفتمون بریم ! از وقتی دیدمش قلب منم درد میکنه !
-چرت نگو پسر زشته ! بعدم خوشگلی که نشد دلیل !
- تو که نمیفهمی ! بدبخت هم کار میکنه هم خوشگله ! هم ناز ! ![]()
-.بیا بریم بابا حالا بریم دکتر تا بعد !
راه افتادیم با هم رفتیم بیرون و یه گشتی زدیم دنبال دکتر ! اخرش یه مطب پیدا کردیم که دکترش زیاد سرش شلوغ نبود ! ![]()
-سلام خانوم ببخشید یه وقت خواستم برا دکتر! اگه میشه امروز !
-سلام بفرمایید !امروز تا یه ساعت دیگه خالی دارم
-ممنون منتظر می مونیم ! ![]()
یه چند دیقه ای نشستیم ! که یه پاتال خیلی سیریش اومد تو! فرهنگم که پایه اذیت ! ![]()
-سلام دخترم ای دکتر کوجاس ؟ مه پام درد مکنه !
-پدر جان دکتر مال قلبه نه پا درد ! شما باید بر.....
- خانوم شما اجازه بدین من نشونشون میدم ! بابا شما کجای پات درد میکنه ! تا مه بگم بری کدام دکتر ! ![]()
-روله ای زانوم درد مکنه ! زانو رو به بالا ! موخام دکتر بگم درستش کنه !
- بابا تا کجا بالا / تا او اصل ؟ یا همی اولا ؟ ![]()
((من که داشتم میخندیدم دیدم پیرمرد جدی گرفته ! خیلی خودمو نگه داشتم تا نخندم ! ولی منشیه ریسه میرفت ! ))
- نه همی از زانوم تا اینجا ! خدا خیرت بده پسر یه دکتر خوب !
- اره بابا یه دکتر میشناسم خیلی خوشگله !
میریم پیش همون ! منم میرم پیش منشیش!
-بابا جان فقط من پام درد میکنه زیاد نمیتونم راه برم نزدیکه دیگه ؟
-اره خیلیم نزدیکه اینقدر که ادم از منشیش خوشش میاد !
من- بابا فرهنگ بزار ملت به کارشون برسن ! گناه داره به خدا!![]()
فرهنگ- گناه من دارم که گلوم تو مطب گیر کرده ! تو کارت نباشه میرم جواب رو میگیرم میام!
من-هر کاری میکنی بکن ولی اینو اذیت نکن به خدا یه روز به سرت میاد.
منشی دکتر قبله یه دیگه نمیتونست خودشو کنترل کنه زد زیر خنده
! بیشتر مریزا یا میخندیدن یا لبخند زده بودن
! فرهنگم با پیر مرده رفت ! منشی یه جوری که تابلو بود از فرهنگ بدش نیومده گفت :
- دوست سر زنده ای دارین با وجود این دوست چرا باید قلبتون درد بگیره؟ امان از دست دخترا
!
- اول که دوست خوبی هس ولی زیادی هم خز بازی در میاره.
دوم که من یادم نیس که گفته باشم قلبم برای کسی گرفته
!
منشیه که دید من جدی حرف زدم و خوشم نمیاد که کج در باره من قضاوت کنه سریع گفت:
- ببخشید جسارت کردم ولی خوب تو این سن دوست داشتن معمولیه شما هم دوست داشتنی هستین
!
از اونجایی که خودمو خیلی دوس دارم
و میدونم که خیلی پسر خوبی هستم و همه تو کفم موندن !
یکمی لحنم رو کمی اروم و لطیف کردم و جواب دادم :
-اون که بله کاملا در چهره و رفتارم پیداس
یکی از دخترایی که نزدیک در نشسته بود رفت تو چشم(( انگار میخواد دنبال حرف من بگرده ببینه راست گفتم
)) که منم مثل همیشه سرم رو پایین انداختم (( به نظر خودم سنگین رفتار کردم به نظر فرهنگ اُمل بازی در اوردم )) دختره هم بی خیخی من شد ! تو فکر بودم که منشی گفت برین تو اطاق رو تخت بخوابین ! من که نشنیدم دو باره یکم بلند تر گفت! که یه دفعه اقایی که بغل دستم نشسته بود محکم زد بهم گفت پسر کجایی با شماس
رفتم تو اطاق جورابا رو در اوردم و لباسا رو کم کردم که بیاد نوار قلب بگیره ! واااااااااااااااااااااااای که جورابم چه بیویی میداد
خودم که خیلی بدم اومد ! ولی یه خوش شانسی که اوردم منشیه که اومد ماسک زده بود و دستکش دستش بود! اومد شوخی کنه گفت:
-شما اگه یه دونه دوست داشتین که حرفاتون رو بهش بزنین دیگه قلبتون سنگین نمیشد که بگیره بیای اینجا
-دارم ! فقط خیلی جو گیره همش داره میخنده و میخندونه !
-نه من یه دوست مخصوص رو میگم پسری با کمالات و اخلاق شما چرا تنهاس !
(( انگار تو پیشانی من نوشته بود که از اون نظر تنهام )) خوشم نمی اومد که همه بدونن وبهم گوش زد کنن!![]()
-نه که تنها نیس ! یه لاکپشت داره که با هاش زندگی میکنه. هر وقتم که دلش میخواد میشینن باهم حرف میزنن !
-فرهنگ لطفا جدی باش !
-اقای.........ی نوبت شماست بفرمایید!
من که رفتم تو ولی این بمب خنده بیرون موند ! از تو اطاق دکتر هم صدای خنده ریز منشی و دوسه تا دخترا که منتظر مادرشون بودن که رفته بود دارو بگیره می اومد
!
خلاصه دکتره یه معاینه کردو ۴ تا سوال ! که هیچ ربطی نداشت ! بعدم نوار قلبی رو گرفت دید! یه خط خطی کرد رو کاغذ و مارو بیرون کرد ! که دیدم فرهنگ دست به سینه واساده یه گوشه فقط لبخند میزنه ! ((میدونستم هر وقت گندی بزنه اینجوری بی صدا و گوشه گیر میشه
!))
-باز چی کردی که اینجوری واسادی؟
-هیچی بریم بعدا برات میگم !
-ممنون خانوم خدا نگه دار!
- اره منم ممنونم به امید دیدار!
رفتیم پایین و دارو ها رو گرفتیم !
- اهای تابلو تو چرا ما هرجا میریم ابرو بری میکنی ؟ شاید بازم خواستم برم پیش دکتره ابرو که برا من نذاشتی که ! بیا بریم این دارو ها رو نشون بدیم به دکتر ببینم درست گرفتم ؟!
- نه دیگه نریم من میدونم درسته
!
-خوب حالا بگو چه غلطی کردی که اینجوری ساکتی !
-من که کاری نکردم ! یکم به فکرتم بده ؟
- وای فرهنگ تورو خدا حوصله ندارم حالم خوش نیس صاف بگو چه کردی !تو که کار درست نمیکنی !
-اره نمیکنم تقصیر منه که فکر تو هستم که از تنهایی درت بیارم
!
- چی ؟ بی جا کردی! من چیزی از تو خواستم؟ ها ؟ درست برام بگو چی کردی !
- هیچی بابا جو گیر شدی ! مایل بودن ببینن توفه کیه منم شمارتو دادم که بیشتر اشنا بشین!
- به کی ؟ مگه من نگفتم حال این گند کاری ها رو ندارم!
-خاک تو سرت ماله همینه که همه میگن نمیشه با صد من عسل
خوردت دیگه !
- از اول میگی چه گندی زدی یا میخوای بیخیال سی دی ساکر ۸ بشی ؟
- خوب بابا تو هم هرچی میشه می کشیش به ساکر ۸ حالا منم یه چیزی خواستم ها !
-یالا بگو ببینم !
((داشتیم پیاده میرفتیم طرف مصدق که بریم کافینت رفیقمون تا یه اف چه کنه این موجود و بیایم!))
-هیچی تو که رفتی من تعریف کردم چطور رفتم مطب دکتره و گیر دادم که این بابا رو یه نگا کنین و یه قرار گذاشتم
! با منشی جون !
- کوفت ! پیر مرد بدبخت شده بازیچه تو ؟ بعدم تو هر کی رو میبینی خوشت میاد !
- گوش کن حالا ! اول که همون مطب بقلی ارتوپدی بود که اونو بعد بردم اونجا! بعدم بزار اصل مطلب رو بگم !
- خوب بابا بگو .
-بعدش منشیه گفت شما همیشه اینقدر شاد و سرزنده این؟ منم گفتم اره هر وقت با این مجسمه میام بیرون اینجوریم ! هر چی این عبوسه من خوش اخلاقم!
- اول عبوس عمته ! باز منو جلو دیگران خراب کردی ! دوم که کدوم منشی ؟ اونی که قرار گذاشتی؟
-نه بابا چقدر تو خنگی
همی منشی پیره!
-خنگم خودتی ! بگو.
- صبر کن ! بعد دختره سرشو بالا کرد گفت نه تو هم اخلاق خودتو داری و اونم به جاش شیرینه!منم گفتم چیزه البته بله بعضی ها هم مثل شما از اون خوش شون میاد !و سریع شماره تو رو نوشتم رو کارت مغازت و بهش دادم
!
- اه از دست تو اول که بی جا کردی ! دوم که چرا رو کارت مغازه ؟ شر داره ! سوم که بازم بیجا کردی !
-اول که جای تشکرته دوم که اون چه میدونه کارت مغازه خودته ! سوم که بازم جای تشکرته؟
-حالا چرا به منشی گفتی ممنونم ؟
-اخه دختره ناز کرد منشیه گفت بگیر پسر خوبیه
!
-گندت بزنن تا من باشم توبه کنم باتو برم اینجور جا ها !
((ته دلم زیاد ناراحت نبودم ! ولی اول که از دختره مثل بیشتر دخترا خوشم نیومد و بعدم فرهنگ یکم زیادی شنگول بازی در می اورد! هر کی اخلاقشو ندونه فکر میکنه چیزی کشیده
))
-تو فکر نمیکنی شاید مردم بگن این چیزی کشیده که اینجوری شنگوله !
- اتفاقا کشیدم ! نمیدونی چه حالیه ! بیا تو هم بکش فاز میده
!
- زهر مار ! احمق اینجوری میگی الان اونی که داره میخونه فکر میکنه دوست من معتاده !
- من معتاد این رفتار عجیب غریب تو هستم ! اونی هم که کشیدم ! بی جنبه بازی نبود! یه چیزی کشیدم اخر چیز!
- گفتم درست حرف بزن !
-بابا نقاشی کشیدن که مشگلی نداره !تو هم ذهن خودت منحرفه رو بچه
ها عیب میذاری !
(( ببخشین بچه ها این رفتارش کلا مشگل داره! ))
-بسه دیگه گند زدی به وبلاگم ! بیا بریم باقیش رو یه وقتی مینویسم که سر حال باشم و تو هم اینقدر جنگولک بازی نکنی !
- چیچی یو بسه تازه ساعت ۷ نشده ما تا ۹ با هم بودیم ها ! تا اخر بگو !
-باشه میگم بچه ها ببخشین ما بر میگردیم ! نظرای خوش مل بزارین تا من یکم با این حرف بزنم شاید یکم درست شد
!
بچه ها این ماجرا میشه ۲۰ تا اپ پس ببخشین باقی رو بعدا میگم
دوست تون دارم بچه های گل روزگار ! خدا حافظ :فرزان !