تبليغاتX
همزاد تنهايي هاي تو - سیم کارت (بخون بخند)
شاید خوندنی شاید درد دل
سلام  خوبین بچه ها ؟

باز یه ماجرایی برام پیش اومد که گفتنش خالی از لطف نیس !

ماجرا بر میگرده به سه یا چهار روز پیش !

تو مغازه نشسته بودم و از رو بیکاری داشتم مصل همیشه با کاپیوتر کشتی میگرفتم که  باز حسن (شروع هر مشگلی این حسن هست !) اومد !

ـ سلام چطوری ؟ کم با ای بدبخت کار کن ! روزی شونصد ساعت روشنه !

ـ سلام چطوری کم پیدایی ؟ کجایی حسن ؟ دارم اهنگ دانلود میکنم !

ـالان داشتم از فردوسی می امدم پاین اگه گفتی چه یدا کردم !؟

ـچه میدانم ! بگو بینیم !

ـ ایناها ! سیکو ! یه سیم کارت خوشگل ! فقط نمیدانم چرا نمیگیره ! (دارم به لحجه کرمانشاهی مینویسم که تو حال و هوای حسن بیاین ! )

ـ ببینم حسن . اعتباری دولتیه ! حتما شاژ نداره . چه میخوای بکنی ؟

ـ چه میدانم بیا بری خودت ! بزارش تو گوشیت بینیم چه توشه ؟

گذاشتم تو گوشی خودم دیدم به به پر شماره دختر و چند تا هم اس ام اس که نگم چی بود بهتره !  گفتم :

ـ حسن مال یه دختریه ! درست نیس بندازش دور یا بده پس !

ـ اک ! سری جنسیتش معلوم شد ! از کجا فهمیدی مال دختره ؟

ـ خوب پرش شماره دختره دیگه حتما اسم دوستاشه ! تو کلش فقط ۶تا شماره مشکوک هست !

ـ مشکوک یعنی  چه؟  

ـیعنی مثل این که ۶ تا دوست پسر داره که ۵ تاش عشقشن !

ـ اری دیه همشان همینن !بدیم پس یعنی چه ؟ بزارش پیشت به درد موخوره ! خو کاری نداری ؟ من برم . بابام گفته برم دنبال سنگ کار ( دارن ساختمان میسازن !)

حسن رفت ! منم ارومم نگرفت ! گفتم یه چرخی تو پیام هتش بزنم ببینم به درد بخور داره / فقط برای کنج کاوی بود ! وگرنه من که مال مردم رو نگا نمی کنم !

میگم این دخترا چه اس ام اسای میفرستن ؟ ادم روش نمیشه بخونه ! جالبه به ۴تا از پسرا تو اس ام اس گفته عزیزم ! // حالا وارد مثائل دخترا و ...نمیشیم چون هرچی باشه خانوما محترمن و من جرعت ندارم بیش از این چیزی بگم ! //

خدایی از این ادما نیستم که مشگل برای کسی درست کنم گفتم فعلا ولش کن گذاشتم کنار تا بعد ! عصر بابا گفت:

ـ بیا انقدر نشستی پای این سکته میکنی میمیری ! پاشو برو داداشت رو تا بیمارستان با ماشین برسون خودتم واسا تا M R I بگیره بعد بیاین !  

از اونجایی که ماشین بازی توش بود گفتم :

ـ چشم پدر ! / وسریع ماشینو ورداشتم رو به خونه رفتم

در خونه زنگ زدم زود رسیده بودم !

بالاخره اومدن با مامانش و رفتیم ! تو بیمارستان از اونجا که بیش از حد طول میکشه منتظر مونده بودیم تا نوبتمون بشه قرار بود ۷ نوبت ما بشه رسیدیم ساعت ۴ بود و بیرون نمیشد رفت !  از رو بیکاری سیم کارته رو در اوردم انداختم رو گوشیم !

یکم فضولی اشکال نداره که ! رفتم تو شماره هاش ! میخواستم پس بدم !  دیدم یه شماره نوشته مغازه دیدم تو بیمارستان تلفن داخل شهری مجانی داره ! یه زنگ زدم ! یه خانومی برداشت

ـ سلام خسته نباشین ببخشن خانوم مزاحم شدم شما سیم کارت گم کردین؟ من یه سیم پیدا کردم این شماره توش بود نوشته بود مغازه !

- سلام ممنون . نخیر گم نکردم ولی شاید مال بچه هام باشه اگه میشه صبر کنین باهاتون تماس میگیرم !

شماره تل خودم رو دادم خدا حافظس کردم! دو دیقه نشد موبایلم زنگ خورد ! اول یه میس ! بعد یه تک زنگ ! بعد برداشتم !

- الو یه زنگ بزن ! //این کیه؟ خیلی شارژ دارم ؟ براش زنگ بزنم ؟  زنگ نزدم ۵ دیقه بعد ! دوباره ! برداشتم ! با یه لحن طلب کار!

ـ مگه نگفتم زنگ بزن ؟من شیلام! اون سیم کارت مال منه ! کی به تو گفت زنگ بزنی به مغازه ؟ من مصدقم پاشو بیارش!

ـ ببخشید ؟ اول سلام! دو که ندونستم باید اول اجاتزه بگیرم ! خانوم من پیدا کردم خواستم پس بدم ولی نظرم عوض شد ! خدا نگه دار ! / قطع کردم گذاشتمش تو کف ! چقدر من با جذبه هستم ! نه؟ دوباره زنگ زد ! (کلا لحنش عوض شده بود)

ـ بله ؟ کاری داشتین خانوم ؟

ـ سلام! ببخشین مزاحم شدم اون سیم کارتی که پیدا کردین مال منه ! میشه لطف کنین و یه جایی قرار بزارین بیام بگیرمش ؟

ـ اها حالا شدی دختر خوبی ! سلام ! نوچ نمیشه ! الان ناراحتم بعدا یه فکری میکنم !

ـ ببخشید من چکار باید بکنم که ناراحتی تون بر طرف شه ؟!

ـ اون جوری که شما طلب کار حرف زدین حالا حالا ها بر طرف نمشم!

ـ ببینید اقا من یه سیم کارت دیگه هم گم کردم ! و این دومیه ! اگه بابام بفهمه بیچاره میشم !

ـ خوب حالا میگی چکار کنم ؟ ( عجب نازی براش میکردم )

ـ بیا یه جایی تا ازت بگیرمش دیگه گناه دارم به خدا ها ( این قسمت مخصوص دختراس ! خر کردن با عشوه ! / خر نمیشم)

ـ الان که من بالای پارک کوهستانم برادرم رو اوردم بیمارستان تا شب هم که پایین نمیام ! میتونی بیا بگیرش !

ـ تا اون جا بیام ؟ میتونی یه کاری برام بکنی ؟ به خدا ممنون میشم !

ـ بگو شاید شد!

ـ زنگ بزن مغازه بگو که اشتباه شده سیم مال دوست دختر  شماس ! ممنون میشم ! که.... //قطع شد !

 دم ایرانسل گرم!  دیگه زنگ نزد ! دلم براش سوخت ! پیش خودم گفتم شاید فردا برا خودم پیش اومد! زنگ زدم به مغازه ! : یه اقایی برداشت

ـ سلام ببخشین یه بار دیگه هم زن...

- بله بله ٬ برای سیم کارت ! من کجا میتونم ببینمتون بگیرمش ؟ ممنون میشم !

ـ ببخشید مثل این که اشتباهی پیش اومده ! این سی مکارت مال دوست دختر شماست ! و من اشتباه به شما زنگ زدم ! ومن...(باز حرفم رو قطع کرد)

ـ بله دوست دخترم تماس گرفت و گفت حالا کجا از شما بگیرمش بدم به اون ؟

ـ اقا برادر اون خانوم با بنده تماس گرفتن نشونی دادن و این که من الان بیمارستان بالای پارک کوهستان هستم برادر ایشون مسکن هستن قرار شد دور میدان مسکن تحویل بدم !اگه اجازه بدین من به ساحبش پس بدم !

ـ خوب پس ممنون ! ( قطع کرد ! این خانواده کلا قاطی دارن !)

اومدم نشستم یه دو ساعتی گذشت و بالاخره نوبت داداشم شد ! رفت یه ساعت تو دست گاه بود و اومد بیرون و حرکت کردیم بیایم! که باز تل زنگ زد !

ـ سلام خوبی ؟ چطوری خسته نباشی کجایی ؟

زدم کنار تا صحبت کنم ! :  سلام دوست عزیز سلامت باشی تو خوبی خانواده خوبن علی جون خوبه؟ ارش چطوره ؟ سعید جیگر چه میکنه؟ ( اسم پسرایی بود که اس ام اس فلان جور بهشون داده بود !// اخه که چا حالی داد اینو گفتم که بدونه من اونا نیستم با این حرفا خر بشم !) من الان میدان نفت هستم دارم میرم در گاراژ. (یه محله قدیمی کرمانشاه)

ـ شیتون شدی ! ببین بابام گفته اگه سیم گم شده مال تو نیس شب بی سیم ببینمت پوست تو میکنم ! توروخدا یه کاری بکن من گناه دارم اخه ! خوب بابام داغ کرده !  ( این دفعه یکم خر شدم ! ) به مامانم گفتی فلان جا مغازه داری ! نمیری مغازه نزدیک خونه ماس ! تا بیام بگیرمش؟

ـ ببین من الان دارم میرم خونه پدرم ! خونه خودم همون بغل مغازه هست تازه اب گرمم داره ! ( همینجوری گفتم که یکم اذیت کرده باشم !) ولی دعوتم خونه بابا! اگه میخوای بیا میدان ازادی بگیرش !  

ـ کجا؟ دارم میام ! کجاش بیام ؟دور میدون؟  باشه خدا حافظ!

افتادم راه داداش رو رسوندم خونه ورفتم دور مییدون !  تل زنگ زد:

ـدور میدانم پس کجایی اقا(اقا رو یه جوری بخون!)

ـمنم دور میدونم خانوووم! (من مسخره گفتم !) کجایی بچه ؟ درست حرف بزن!من سمت راستم! 

ـسمت چپ واسادم! تو بیا منم میام تا هم دیگه رو ببینیم !

رفتم و رفتم رسیدم سمت چپ! باز تل زنگ زد ! :

ـمن راستم پس کجایی ؟ اه!

ـ همون جا واسا دارم میام !

رفتم دیدم چند تا دختر هستن ! به یکیشون گفتم شیلا؟ از پشت سرم یکی گفت :

ـ سیم کارت ؟ اخی خدا شکرت !

ـ سلام بیا بابا اینو بگیر منو سرویس کر...

ـسلام خسته نباشین خانوم کیه ؟ // اه اینم شانسه من دارم ؟ حالا چه موقه پلیس بود ؟ اه! زدم کانال ۵ یعنی قطی کردم ! (با صدایی مثل داد گفتم)

ـ اه ! بابا ولم کنین دیگه ! پدرم از صبح در اومد سر این خانوم ! سرکار بیا اینو بگیر منو خلاس کن ! بیچارم کدن اینا ! ( دختره مات منو نگاه میکرد که چی شد یه هو امپر پروندم ! ) ماموره گفت: 

ـ ساکت ببینم چی میگی؟ این سیم کارت چیه ؟ چی شده ؟ چرا شلوغش میکنی ؟

ـسر کار من یه غلطی کردم در مغازه خودم این سیم کارت رو پیدا کردم  خواستم به ساحبش پس بدم ! از صبح این خانوم که ساحب سیم باشه و پدرش منو کچل کردن !  پدرشون میگه بده به من این خانوم زنگ میزنه ناله میکنه که بدی به بابام بیچارم میکنه! این سیمکارت تحویل شما سرکار از من خدا حافظ! حالا هم که میخوان منو بگیرن ! من خودم زنو زندگی دارم بابا!

یارو ماموره که دید شر داره سیم کارت رو داد من و گفت:

ـ به ما مربوط نیس شخیسه ! ولی دفع بعد پیدا کردی بنداز دور تا برات ر نشه ! /رفت!

دختره هنوز نگام میکرد! موندم چی بگم ! برا این که بیشتر از این ...نشم گفتم :

ـ سیا بازی رو حال کردی؟ ماموره کم اورد گذاشت رفت ! یه هو گفت:

ـ ممنون که جلو پلیس تنهام گذاشتی ! پسرای این دوره زمونه چقد مردن !

ـ اره دیگه اگه مرد نبودن که از صبح در به در دنبال صاحب سیم کارت نمیگشتن ! تازه از اون دویست تا شماره ۲ختری که توشه استفاده میکردن! حالا هم جای دستت درد نکنه تیکه باید تکه بشنون ! خدا یا شکرت! هی روزگار!

ـ ببخشید ! من هنوز اسمتو نمیدونم ! و باید ازکی تشکر کنم ؟ ببخشید که براتون درد سر درست کردم!

سیم رو دادم دستش گفتم من فرزان هستم ! خوب دیگه اگه کاری نداری برم ! شماره تلم رو پاک کن! ممنون خدا حافظ!

ـ جایی ننوشتم که پاک کنم ! تو ذهنمه ! خدا حافظ!

ـ از تو ذهنت پاکش کن ! خدا حافظ!

عجب دختر ی بود ! خوب خدا رو شکر تموم شد ! راه افتادم طرف خونه بابا! اه اس ام اس! این دیگه کیه ؟ نمیشناسم ! اها همون ۲خترس ! :

ـ ممنون که سیم کارتو دادی به خدا از شر نجاتم دادی ! ازت خوشم اومده ! بدم نمیاد گاهی سیم کارتم در مغازت گم شه ! به امید دیدار.

حالم گرفته شد ! یه دختر ( خوشگلیش قبول ! ولی بیشتر ۲خترا خوشگلن چون زیبایی بخشی از وجود دختره ! )یه دختر چرا دلش انقدر باید در و دروازه باشه ؟ به چشم دیدم ۴ تا شماره پسر که به نحو خاصی نوشته شده بود و معلوم بود دوستشن تو گوشیشه ! بعد به من میگه .....! عجب! 

البته بهم ثابت شده که همه اینجوری نیستن ! مثل نامزد خودم ! که فداش برم خیلی هم خانومه ! با دنیا عوضش  نمیکنم !

قصه ما بسر رسید سیم  کارته به ساحبش  رسید !

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 11:18  توسط همزاد  |